جاده لغزنده است کسی هست که نوشته هاش تحت تاثیر وقایع هر روزه ست، پس ممکنه تاریخ مصرف بعضی نوشته هاش گذشته باشه. از سمت راست برانید توی اخلاقش یک سری پیچش ها از نوع پیچش روده ای مشاهده میشه که به قول بعضی ها سرگیجه میاره. با احتیاط برانید توی جاده شخصیتش یک سری دست اندازهای نافرم هست که باعث دفع و ناراحتی مسافر و میهمانانش میشه. سردرگم بین نظر بعضی مبنی بر خوب بودن و برخی دیگه مبنی بر شاکی بودن از دست این دوست ما، زدم به لاین بی خیالی، و "هر چه پیش آید خوش آید" خیلی جواب میده . اصلا از همینش خوشم میاد که بی خیال نظرات متناقضی که در باره ش وجود داره راه خودشو میره نه اینکه منیت داشته باشه نه!! چون راه دیگه ای رو دم دستش سراغ نداره درضمن تا بیاد راه دیگه ای رو کشف و شهود کنه . . . .. گمون نکنم به عمر ماها قد بده. . . . . پی نوشت 1: این شخصیت،عجیب برای من آشناست. پی نوشت 2: سمیه جان، فاصله از من تا . . . . .از اینجاست تا به. . . . .(دوست داشتم مشکوک و موذی باشم،حرفیه؟؟؟!!!!) مترو مثل همیشه شلوغ بود، هر دو با هم سوار شدیم و به زور خودمونو چپوندیم لای جمعیت... لابه لای اون همه ادم به سختی می شد چیزی رو دید٬ اما جوراب های رنگارنگش بین اون همه چادر و مانتو سیاه خوب به چشم میومد...به سختی بین جمعیت حرکت می کرد و گاه گاهی صداش به گوش می رسید - خانوما جوراب ساق بلند دارم - جوراب های حوله ای فقط هزار تومن همین طور سرگرم نشون دادن جورابا به مسافرا بود که یه دختر جوون دست انداخت دور گردنشو با حرارت زیاد شروع کرد به احوال پرسی... یه آشنای قدیمی بود سعی کرد به روی خودش نیاره تا شاید دختره بی خیال شه و فکر کنه اشتباه گرفته...اما دختره سمج تر از این حرفا بود و مدام نشونی می داد که من فلانی ام و چهار سال پیش ... مثل اینکه چاره ای نبود با اکراه دختر و بغل کرد و شروع کردند به صحبت در مورد گذشته به وضوح می شد حس دلسوزی رو تو چشمای تک تک مسافرا دید واقعا بد شانسی از این بیشتر نمی شه که یه آشنای قدیمی تو رو تو مترو ببینه اونم در حال جوراب فروختن... خجالت و ناراحتی داشت از چهره اش می بارید، یه لحظه خودم و گذاشتم جای اون...واقعا موقعیت بدی بود با خودم گفتم خدایا باید این آشنای قدیمی رو اینجا تو این وضعیت بهش می رسوندی؟؟...تو الان واسه آبروی رفته و خجالتی که داره از سر تا پای این زن می ریزه چی کار می تونی بکنی؟؟؟!! تو همین فکرا بودم که یهو همون دختر جوون دست کرد تو ساکشو یه جعبه در اوورد خانوما لوازم آرایش دارم...
| Design By : Night Skin |

